این فیلسوف یونانی در سال 342 قبل از میلاد یعنی هفت سال پس از مرگ افلاطون در آتن و در کنار دریای اژه چشم بروی جهان پهناور گشود. خانواده وی بسیار فقیر و تنگ دست بودند او پس از گذراندن مقدمات تحصیل در ساموس و آسیای صغیر در هجده سالگی وارد آکادمی علوم گردید. او در اواخر سده چهارم در باغ مشهورش مکتب فلسفی نوینی با نام "مکتب اپیکوریسم" یا "پرستش لذت"را بنا نهاد. او فلسفه ای را بنیاد نهاد که دوست و دشمن فراوانی را برای خود آفرید. وی مردی با سعه صدر و آزاد اندیش بود بطوریکه اولین کسی بود که زنان به محضر درسش راه یافتند. جهان بینی و نگرش او به هستی بر ارج نهادن این جهان و پذیرش رنج و برخورداری از خوشی ها بود و همچنین به جهان عین و محسوسات تامل دقیق دارد و بی اعتقاد به متافیزیک و جهان ناشناخته می باشد. به همین منظور او را پدر فلسفه مادی"ماتریالیسم"جدید میخوانند. او منطق و طبیعیات را تابعی از اخلاق میدانست و آنها را برای پاکی فکر و نهاد متصور بود. از این فیلسوف چیزی جز چند نامه و طومار پراکنده چیزی بیش به جای نمانده است.

از آثار او:

*سه نامه به شاگردان*

مجموعه ی چهل مقاله اخلاقی*با نام *دکترین اساسی*

*مجموعه ی هشتاد سخن آموزنده اخلاقی*

*قطعه هایی از کتاب در باب طبیعت*      

که روی کاغذ پاپیروس در ایتالیا کشف شده است را میتوان نام برد.

وی به سال 270 قبل از میلاد چشم بر هم نهاد و بدرود حیات گفت.