معمولا افرادی که میل به بذل محبت بیش از حد به دیگران دارند، در مقابل افرادی قرار می‌گیرند که عشق خود را ازآنها دریغ می‌کنند زیرا محبت سالم وقتی درست به کار نمی‌رود خیلی زود به محبت ناسالم تبدیل می‌شود و وقتی فردی بدون درخواست، توجه زیادی می‌بیند ارزشی برای آن قائل نمی‌شود. افرادی که بیش از حد محبت می‌کنند از موضوعی هراس دارند؛ هراس از تنها شدن، از اینکه کسی آنها را دوست نداشته باشد، هراس از اینکه ارزشمند به نظر نرسند، خیلی زود فراموش شوند و...؛ بنابراین آنقدر محبت می‌کنند تا تنها نشوند، حال آنکه اینگونه نخواهد بود. در واقع موضوع عشق و دوست داشتن بی‌تناسب- که معمولا در زنان بیشتر دیده می‌شود- نشانه افکار، احساسات و رفتارهای بیمارگونه است؛ البته بسیاری از این افراد در خانواده‌هایی بزرگ شده‌اند که مشکلات زیادی داشته و رنج زیادی تحمل کرده‌اند اما در مواردی هم اینگونه نبوده و مشکل بعدا به وجود آمده است. با بررسی این افراد به ماهیت محبت بیش از اندازه بیشتر پی می‌بریم و درمی‌یابیم که تجارب دوران کودکی آنها تا چه‌حد می‌تواند بر رابطه‌هایشان تاثیر بگذارد. بررسی‌ها نشان می‌دهد که زنان بیشتر از مردان دچار محبت‌کردن‌های بی‌تناسب به دیگران، به ویژه به همسرانشان می‌شوند و این شاید به این خاطر باشد که مردها به دلایل گوناگون و از جمله عوامل فرهنگی بیشتر می‌توانند از خود حمایت کرده و با پرداختن به جنبه‌های بیرونی زندگی، دردهای درونی خود و تجارب مخرب دوران کودکی را تعدیل کنند. آنها با غرق‌شدن زیاد در کار یا سرگرمی‌های گوناگون بیشتر می‌توانند از رنج‌های گذشته خود فاصله بگیرند اما زنان اغلب کمبودها و تجربه‌های مخرب خود را در روابط‌شان نشان می‌دهند.